روزهای شیرین با تو بودن
پسرک نازمون الان سه و نیم ماهه شده.

اتفاقات و تحولات جدید:
1- دو روز قبل از سه ماهگی برای اولین بار تونست غلت بزنه و روی شکم بیاد(البته سرش روی بالش نازکی بود)
2- وقتی سه ماهه شد اشیارو تونست توی دستای موسمولوش بگیره اما حالا که سه و نیم ماهه شده دستش رو به سمت دستای من و یا اشیا دراز میکنه (اولین شیئی که توجهش رو برای گرفتن جلب کرد دستبند توی دستم بود!)
3- اسباب بازی و اشیا رو دودستی گرفته و به سمت دهانش میبره.
4- توی کریی یر(همون حمال خودمون! خخخخخخخخخخخخ) نغ می زنه و سینه و شکمش رو بلند میکنه تا برش داریم.
5- دیشب که چک کردیم، وزنش 7ونیم کیلو ، قدش 65 سانت و دور سرش 42 سانت شده.
7- موهای ناناسم هر روز صبح توی پتویی که زیرش میندازم دیده می شن (موهای دوره ی جنینی که در حال ریزشند)
8- هر اسباب بازی و شیء جدید بیشتر از دو دقیقه براش جذابیت نداره! و زود خسته میشه (مثلا عروسکای بالای گهواره که با عروسکای دوقولوی ماسوله براش ساختم و می چرخونمش)
9- خیلی پر شور و شر شده، صدا می کنه و میگه: اَوو - غوو - آغو - اَغو و از شدت شعف و هیجان جیغ می زنه و می خنده.

10- حالا شبها رو بهتر میخوابه و به فاصله ی 2 یا 3 ساعت یک بار شیر میخوره. معمولا صبح ها ساعت ده بیدار میشه.
11- بسیار قلقلکی تشریف داره ، مث عزیز و بابایی.


روزهای شیرین با تو بودن 
